تبليغاتX
دل نوشته های پگاه
شنبه بیست و نهم بهمن 1384
من یک دهاتی ام !
روستا

 این شعرو دوستی در شب شعر دانشگاه مدتی پیش در آغاز برنامه خوند که من خیلی لذت بردم یه جورایی خیلی ساده و بی ریاست امیدوارم شما هم از خوندنش لذت ببرید


گوش خوابانده ام به صدای باران
بی هیاهوی فلسفه
من نه کلاسیسمم نه پست مدرن
سینه سرخ در دلم لانه دارد
وپرستو در چشمم
من یک دهاتی ام
خانه دارم شکفته در عطر نارنج
و از یاد نبرده ام ایلم را
که درخت بی ریشه هیمه ایی بیش نیست
من یک دهاتی ام
کبک در گلویم می خواند
و عشقم دختری ست لچک به سر
که خروسخوان بره ها را به چرا می برد
من یک دهاتی ام

                       ***

نوشته شده توسط پگاه امینی در 14:12 | | لینک به این مطلب