تبليغاتX
دل نوشته های پگاه
شنبه بیستم اسفند 1384
گاهی خودت را هم فراموش می کنی !

گاهی زندگی در شاید و اما و اگر می ماند !
گاهی خودت را هم فراموش می کنی !
گاهی دلت برای همه تنگ میشود به جز خدا و خودت ...
گاهی زندگی سیاه و باریک میشود آن قدری که نمیتوانی خود را در آن سکوت و تاریکی پیدا کنی !
مهربانی ... صفا ... عشق و هر آنچه که عمری در پی آن بودی ....همان دیدن ها ... گریستن ها
دوست داشتن ها ... همه از خاطرت می روند و بیگانه میشوند !
و اینجاست که باید به آن بالا ها سری بزنی و زیر لب گویی :
مهربان دستان توست خدایا ....
به دنبا ل تو میگردم !
مرا دریاب ....
الهی می دانی که چه اندازه دلتنگم ! باران هم که نمی آید و از نگاه سرد آدم ها
رخت بر بسته و اینک من مانده ام و واژه های دلتنگی ....
و دلی که خسته است ...شاید از سفر .... شاید از احساس !
در این شب ها فقط خودت ....

نوشته شده توسط پگاه امینی در 11:58 | | لینک به این مطلب