تبليغاتX
دل نوشته های پگاه
پنجشنبه سوم فروردین 1385
دلتنگی های یک کودک دیوانه-----!
دل تنگه من

به نام خدا
موضوع انشا: هر چه دل تنگت می خواهد بگو

این انشا را دل تنگم می نویسد و می خواهد بگوید هر آنچه را که در دل دارد البته نه همه همه را!
دل تنگ من یک خانه کوچک با پنجره هایی رو به خدا می خواهد دل تنگه من دوست دارد که آن خانه حوض هم داشته باشد ماهی قرمز هم توی حوض باشد-----
دل تنگه من یک خانه می خواهد که  وسط یک باغ بزرگ پر از درخت های سیب و انار و نارنج باشد-- --دل تنگه من می خواهد که آن خانه پشت بام هم داشته باشد تا بعضی از شبها که دلش برای" ماهش " تنگ میشود رختخوابش را رو به ماه پهن کند و تا صبح در گوش ماه پچ پچ کند-----
دل تنگه من می خواهد در آن خانه همه دور هم باشند مثل قدیما بابابزرگ و مامان بزرگ و بابا و مامان و همه و همه (بهناز حتما باشد) دل تنگه من می خواهد که همه باشند و تو هم باشی اما دل تنگه من می ترسد که به  تو بگوید که دوست دارد که ختما باشی دل تنگه من یه مدتی ست که می ترسد بگوید دوستت دارد می دانی چرا؟ آخر می ترسد که فکر کنی دل تنگه من دیوانه دلت شده است و دل تنگه من می داند که دنیا جای دلهای دیوانه نیست و هر دلی که دلتنگ شود او را تنها می گذارند به جرم دلتنگی"راستی چرا دلهای تنگ تنها می مانند؟"
پس کاش هیچ دلی دلتنگ نشود -----آخر مگر میشود که دل "تنگ" نشود دلی که تنگ نشود که دیگر دل نیست هست؟  ----- پگاه دلت باز دیوانه شده نه؟
هیس بگذار ببینم دل تنگم دیگر چه آرزو دارد ---
دل تنگه من می خواهد سوار اسب شود آخر او اسب سواری را هم خیلی دوست دارد اما تنهایی می ترسد سوار اسب شود----
دل تنگ من دوست دارد شاعر شود و شعر بگوید و قصه هم زیاد بلد باشد تا برای کودکان  قصه ماه ودل تنگ و همان خانه حوض دار پر از ماهی و دور هم بودن ها و قصه تو را بگوید-------
راستی چرا دل تنگه من قصه تو را این قدر خوب یاد گرفت ؟ نه نترس دل تنگه من عاشق نیست فقط دلتنگ می شود گاهی-----
دل تنگه من دلش خیلی چیزها می خواهد که امروزه هیچ کسی آن را به یاد نمی آورد و دیروز زمانه به دل تنگ من خندید و گفت دیوانه اینها همه "کشک" است آخر زمانه نمی دانست که دل تنگه من :"کشک" هم دوست دارد!
دل تنگ من دوست دارد تار زدن بلد باشد و گاهی برای دلتنگی خودش هم که شده  تار بزند -----
دل تنگه من یه کتابخانه بزرگ می خواهد با کتابهای ناب و اصیل---
دل تنگه من می خواهد که مادر را به آرزو هایش برسد---
دل تنگه من می خواهد که یک روز با تو به ماه سفر کند چه خوب میشد اگر روزی دل تنگه من پرواز بلد باشد و با تو به ماه پرواز کند آنوقت آنجا خانه ایی باشد وسط یه باغ پر از درخت های نارنج و انار وسیب  و همه دور هم باشند و ----
دل تنگه من دلش می خواهد-------------------
      
                                          "این بود انشا من"


برای دلم
پگاه همان کودک دیوانه

نوشته شده توسط پگاه امینی در 0:18 | | لینک به این مطلب