تبليغاتX
دل نوشته های پگاه
یکشنبه چهارم تیر 1385
وسطرهای ناگهانی ذهن من

بی شک رسالت انسان بر زمین جز بسیار دوست داشتن و بسیار دوست داشته شدن چیز دیگری نیست .

این روزها دلم عجیب دوست داشتن را تجربه میکند ---اعتراف سختی ست میدانم اما حقیقت دارد
این روزها باز دلم عجیب هوای باران کرده  --این روزها دلم باز کودک شده و دیوانه !
دلم میخواهد ساده باشد این دلک من مثل آب ،ساده مثل باران ،ساده مثل ماه،میخواهم ساده باشم مثل تمام سطرهای از تو گفتن در دفترم که ساده است و پاک.

دلم میخواد شعر شوم
 دلم میخواهد  لبریز شوم
و دیگر فقط یاد توست که میآید و میرود
 و من اینجا نشسته ام
 و شعر میآید و باران و آب و خاطره
 و تو خنده میشوی در سطر های شعر من
 و من باز عاشق میشم بر نگاه تو
 وسطرهای ناگهانی ذهن من
 که باز از تو میگویند و میخندند
ومن باز شعر میشوم
و باز شاعر تویی
 و این خط خطی ها من
چه میشود که بیایی و باشی
و من تو باشم و تو باشم و تو
این ها از آن من نیست
تو هستی و تو هستی و باز هم تو
                                 
                                         شعر از   پگاه
 
                                  ***

نوشته شده توسط پگاه امینی در 23:22 | | لینک به این مطلب