
دلم رنگین کمانم را می خواهد .
یادم نیست آخرین باری که دیدمش چه زمانی بود ولی احساس قشنگی که داشتم را خوب یادم هست دلم رنگین کمان میخواهد همان رنگین کمانی که انتهایش به بهشت میرسید به گمانم -----
خوب فهمیدم که هر آدمی تنها یک رنگین کمان دارد -----------
جند روز است که خیلی یاد رنگین کمان کردم و مثل قدیما که با یاد رنگین کمان دل من هم روشن میشد و احساس میکردم رنگ های شادش به من و زندگی من و لحظه های من شادی میبخشد خوشحالم---- نمیدانم من این بار رنگین کمانی ندیدم ولی باز همان احساس را دارم و این احساس آنقدر شدید است که من دیگر باور کردم که زنذگی من هم رنگین کمانی دارد اصلا زندگی تمام ما آدم ها رنگین کمان دارد ولی ما رنگین کمان هایمان را گم کرده ایم و شاید روزی آن را پیدا کنیم و شاید پیدا کرده باشیم و بی توجه باشیم -----------مادر بزرگ میگفت دزدان رنگین کمان زیادند باید مراقب بود ! و من امروز معنای حرف مادر بزرگ را خوب فهمیده ام ---------
دلم رنگین کمانم را می خواهد .
