
به نظر من همه چیز موسيقی متن داره !
به نظر من هر چيزی رنگ خودشوداره ----مثلا تولد! خیلی فکر کردم که تولد من چه رنگیه؟ و بالاخره فهمیدم رنگش سفید بود.
اما یه مدتی بود دنبال موسيقی متن زندگیم میگشتم !
خیلی عجیبه اگه بگم اونوناگهانی و تو یه موزیک ویدئوخارجی پيدا کردم ؟
به نظرم نه ،عجیب تر از این نیست که تو یه عصر زمستون که داره برف می آد و آدما اونقدر سردشونه که فقط به رسیدن به خونه فکر می کنن کسی رو تو یه لحظه ببینی و بدون هیچ فکری مطمئن باشی که اون یه جای مهمی تو زندگیت داره!
زندگی قشنگ و ساده اس مثل همین بارش برف که ناگهانی می آد و همه رو خوشحال میکنه !
امروز فهمیدم که زندگی اگه زیادم پاستوریزه نباشه مهم نیست!!
داشتم راجع به موسيقی متن زندگیم می گفتم ،آره اولین باری که شنیدمش تا چند دقيقه نمی تونستم جیزی بگم !
یادمه یه بار چهل و هشت بارتوی یه روز به اون گوش دادم!!
دیگه مطمئن شدم که زندگیم تا حالا موسیقی متنش همینه البته منظورم بیشتر آهنگ زمینه اونه ،آهنگ hurt كه CHRISTINA AGUILERA اونو تازه خونده نمی دونم تا حالا به اون گوش دادید یا نه ولی پیشنهاد من اینه که حتما گوش کنید.
راستی شما هم مثل من تا حالا دنبال پیدا کردن رنگ تولد ،زندگی ،رنگ دوست داشتن یا موسیقی متن زندگیتون بودید؟ اگه جوابتون مثبته اونو پيدا هم کردید؟ ؟
***
آقا امیر وبلاگ کوچه دلتنگی لطف کردن و لینک دانلودشو برام فرستادن امیدوارم از گوش دادنش لذت ببرید .
http://faust.persiangig.com/audio/Christina_Aguilera_-_Hurt-www.m256.blogfa.com.wma
واما اینم متن آهنگ و ترجمه اش که بازم از آقا امیر ممنونم
Seems like it was yesterday when I saw your face
You told me how proud you were, but I walked away
If only I knew what I know today
Ooh, ooh
I would hold you in my arms
I would take the pain away
Thank you for all you've done
Would you tell me I was wrong?
Would you help me understand?
Are you looking down upon me?
Are you proud of who I am?
There's nothing I wouldn't do
To have just one more chance
To look into your eyes
And see you looking back
Ohh I'm sorry for blaming you
For everything I just couldn't do
And I've hurt myself, ohh
If I had just one more day
I would tell you how much that I've missed you
Since you've been away
Ooh, it's dangerous
It's so out of line
To try and turn back time
I'm sorry for blaming you
For everything I just couldn't do
And I've hurt myself by hurting you
و ترجمه این شعر:
به نظر میرسه همین دیروز بود که صورتتو دیدم
تو به من گفتی که چقد مغروری ولی من ازت فاصله گرفتم
اگه فقط چیزایی رو که الان میدونم میدونستم :
کاش تو رو تو دستام میگرفتم
کاش غمو دور میکردم
ممنونم به خاطر همه ی چیزایی که انجام دادی
همه ی گناهاتو می بخشم
و دیگه چیزی نیست که بخوام انجام بدم
برای شنیدن دوباره ی صدای تو ...
بعضی اوقات میخوام صدات کنم
ولی میدونم اونجا نیستی ...
متاسفم که تو رو مقصر دونستم
برای همه ی اون چیزایی که نتونستم انجام بدم
و من با آزار رسوندن به تو به خودم ضربه زدم
بعضی روزا درونم احساس شکست خوردگی میکنم ولی نمیخوام قبول کنم
بعضی موقع ها میخوام پنهان کنم چون تو رو از دست دادم
تو میدونی خداحافظی چقد سخته وقتی به اینجا میرسه
بهم میگی کجا اشتباه کردم ؟؟
بهم کمک میکنی تا بفهمم ؟؟
تو داری دنبال من میگردی ؟؟
تو مغروری به اینکه من کیم ؟؟
هیچ چیزی نیست که بخوام انجام بدم
فقط یه شانس دیگه...
نگاه کردن با چشمای تو که چجوری گذشته رو میبینی ...
متاسفم که تو رو مقصر دونستم
برای همه ی اون چیزایی که نتونستم انجام بدم
به خودم ضربه زدم
اگه فقط یه روز دیگه داشتم بهت میگفتم که چقد از وقتی رفتی برات دلتنگم
اوه خطرناکه ...
میترسم از تلاش برای برگشت زمان ....
متاسفم که تو رو مقصر دونستم
برای همه ی اون چیزایی که نتونستم انجام بدم
و با آزار رسوندن به تو به خودم ضربه زدم

خوب بالاخره بعد از کلی یکنواختی تو زندگی و دوری از بازی های قشنگ منم به یلدا بازی دعوت شدم مثل اینکه اعترافات سختی هم در پیشه ولی من متوجه نشدم که چند تا باید اعتراف کنم ولی فکر کنم همینا کافی باشه ---این بازی ، یه بازی که بايد توش اعتراف کنی بعد 4 تا از دوستاتو دعوت کنی که اونا هم این بازی رو تو وبلاگشون بنویسن .
اما"
اعترافات من:
1- قبلا هم گفتم 3 ،4 ساله که بودم یه بار زیر پله ها و یه بار رو پشت بوم موهامو کوتاه کرده بودم به شیوه fashion البته تازه الان اون مدل مد شده اون روز مامانم تا چند ساعت نمی تونست حرف بزنه.
2- 6 ساله که بودم یه بار پای چپم بر اثر شیطنت شکست و چند ماهی تو گچ بود بعد که هنوز یک هفته ای مونده بود که پام خوب بشه خودم دست بکار شدم که بازش کنم که البته نشد ! بعد گریه که باید همین امروز اینو باز کنید خلاصه بازش کردن و من همون موقع شروع کردن به دویدن یه دفعه احساس کردم پام درد بدی داره و نشستم زمین و 6 ماهی راه نرفتم بیچاره مامانم!
3- تو مدرسه به خصوص ابتدایی ناظممونو دیوونه کرده بودم نه اینکه بچه بدی باشم یا درس نخونم فقط مشکل اینجا بود که با دوستم "مرضیه آرام" که اصلا فامیلش برازنده اش نبود زنگای تفریح از پله ها می پریدیم پایین آخرین رکوردم رو نمی گم چون الان با گفتنش می ترسم!
4- همش اعترافات وحشتناک شد ولی اینم بگم که یه بار از روس تراس یه قلاب ماهی گیری رو آويزون کرده بودم تو حیاط پسر عموم "امیر " اونجا بود سر قلاب رو گرفت و گفت اگه جرات داری دسته منو شکار کن و سر قلابو سفت گرفته بود تو دستش منم برای اینکه کم نیارم تا جایی که می شد کشیدم بالا وای نگم که دستش چند تا اون روز بخیه خورد و هنوزم یادگاری قلاب کف دستش هست!!
5- بگذریم از شیطنت های بچگی --- من عاشق ادبیاتم هیچی نتونست منو به اندازه شب هایی که با نامه های پنهونیم و شعرهای خط خطی و کتاب ها و نوشته هایی که دوسشون دارم تنهام آرومم کنه .
6- عاشق کادو دادن و کادو گرفتنم ولی نه با دلیل و بهونه مثلا به بهونه روز تولد یا عید ، دوست دارم آدما وقتی که احساس کردن کسی رو خیلی دوست دارن همون لحظه یا همون روز به براش کادوبخرن .
7- خرید چند تا چیزو خیلی دوست دارم :(لطفا نخندید) عاشق خرید کفش و کوله پشتی و شال و روسری های رنگی و دخترونه وعروسک وکتابای شعر کوتاه مثله بیژن جلالی ،مثلا پابلو نرودا ،لورکا ، مارگوت بیکل و--- و یه کادویی هست که البته از کسی تا حالا نگرفتمش ولی خیلی دوسش دارم ولی نمی تونم بگم ! می خوام ببینم کسی می دونه من خیلی دوسش دارم یا نه؟ یه چیزی هست دوست دارم داشته باشم اونم از حسودیمه چون یکی از دوستام از مامانش یه دوربین دیجیتال عالی هدیه گرفته !مامانی منم می خوام!
8- بدترین اخلاقم اینه که پول تو کیفم نمی مونه دوست دارم بدون فکر یه دفعه پولامو خرج کنم و با دست پر برای همه ! پول تلفنی که من می دم هر ماه شاید فقط کاخ سفید تا حالا پرداخت کرده باشه !!
9- دریا رو خیلی دوست دارم وحشتناک! رنگه آبی و سفید و زرد رو تو بعضی چیزا خیلی دوست دارم .
10- از یه چیزی خیلی اذیت می شم اونم اینه که جلوی حرف زدنمو بگیرم یعنی مثلا به عمد به کسی نگم که دوسش دارم چون فکر چیزای دیگه رو باید بکنم و این خیلی بده یا بعضی حرفارو به مامانم راست نمی گم چون می ترسم استرسی بشه و شب نخوابه !
11- یه نفرو " نفرین " کردم که یه روزی مثله من دلش بشکنه کسی که تا حالا ندیدمش فقط توصیف کراماتش به من رسیده و وصف عشوه های تلخش!
1۲- یه کم حسودم و این احتمالا اولین و آخرین باریه که از پگاه این حرفو میشنوید !
1۳- بعضی وقتا به چیزهای که جزء باورهای من هستن شک می کنم یا مثلا به اینکه واقعا "عدالتی" هم هست ؟اگه هست کجاست؟
1۴- از ورزشا رشته اصلیم ژيمناستیک بوده-شنا رو دوست دارم ولی از آب یه کم می ترسم – گیتار رو دوست دارم ولی هیچ وقت نشد یاد بگیرم –ویلون هم خیلی دوست دارم گوش کنم –خوشنویسی تازه علاقه مند شدم ولی عاشق نقاشیم- درست کردن تابلو با صدف و مرجان دریا رو خیلی دوست دارم-سر خوردن از بالای کوه اونم دسته جمعی خیلی برام هیجان داره – از نگاه کردن به آدما به همسایه ها به رفت و آمد مردم تو خیابون لذت می برم احساس می کنم که خدا چقدر بزرگه که به حرف تک تک این آدما گوش می کنه ! به خونه ها که نگاه می کنم می گم چه خوبه که همه اونایی که اون توان شاد باشن همشون!
در آخر خیلی دوست دارم اسم دوستامو که خیلی دوست دارم اینجا بگم اولش گلم که اسمش hidden می مونه البته فکر کنم همه حتی خواجه حافظ شیرازی هم می دونن اسمه این گل رو ! بعدش نینامرادی-نینا وسایلی(الان بنابه وسط برفا)-نفیسه(دلم براش خیلی تنگه) ساناز(کسی که خیلی زیاد شبیه منه)- منانه(جوجوی خودم)- مهدیه(خیلی عاشقه)-آزاده(دوستی که "همیشه" به موقع می آد وتو سخت ترین لحظه های زندگیم با من اشک ریخته)- مرجون- مهتاب –مهرنوش- نیلوفر(ازش خبری ندارم)- لیلا(می دونم که فقط ریاضی محض می خونه الان)- الهام (دختر داییم) – آيناز- ندا-بهاره خوشگلم-فاطیما(دیگه دوسم داری؟)نویده(الان ایرانی یا نه؟)-نوشین(هیچ وقت ندیدم غیبت کسی رو بکنه)
و همه دوستای خوبی که دوستای وبلاگی من هستن همه اونایی که لینک دلم و دل نوشته هام هستن .