تبليغاتX
دل نوشته های پگاه
سه شنبه سوم بهمن 1385
به چيزهاي ديگري فکر کن
 

     

به چيزهاي ديگري فکر کن
چيزهاي دور اما در قلب تو
آرزوهايي که اکنون تواند!
چقدر مانده به جنگلي سبز
وقتي درخت هم نمي داند!
چقدر مانده به دريا
وقتي لبهايت طعم باران چشمهايت را ديشب فهميد
به چيزهاي ديگري فکر کن
به لبخندهاي آبي و منتظر!
به شهري که آرام و ساکت است
و ترس ندارد!
شهري بدون چهره هاي زشت
بدون خانه هايي که قفل هم آرامش به آن نمي دهد
شهري با همان باغ هاي حاشيه
با بوي گَِل و خاطره
به چيزهاي ديگري فکر کن
به خانه
همان خانه هميشگي
که جاي خاليت را به انتظار نشسته
به دستان گرمي که در آن خانه هستند
به چيزهاي ديگري فکر کن

(پگاه)

                               ***

نوشته شده توسط پگاه امینی در 13:14 | | لینک به این مطلب